تبليغاتX
گروه ریاضی و رایانه یکان
Mathematics and Computer Education Group

هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمسَ ضِیآءً و القَمَرَ نوُراً و قَدَّرهُ منازِلَ لِتَعلَمُوا عَدَدَ السّنِیِنَ و الحِسَابَ

( او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد؛ و برای آن منزل گاه هایی مقدّر کرد، تا سال ها و حساب ( کارها) را بدانید....)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

با سلام به استحضار می رساند گردهمایی چهارم گروه ریاضی شهرستان برخوار با عنوان درس پژوهی در آموزش ریاضی ساعت ۱۳ الی ۱۵ چهارشنبه ۱۳/۲/۹۱ در محل مرکز تحقیقات برخوار برگزار می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

آموزگاری که در سایه ی معبد در میان شاگردانش راه می رود از دانش خود چیزی به آن ها نمی دهد از ایمان خود و از مهر خود می دهد.

اگر به راستی دانا باشد از شما نمی خواهد که به خانه ی دانش او در آیید شما را به آستانه ی ذهن شما راهبری می کند.

ستاره شناس می تواند از دریافت خود درباره ی افلاک با شما سخن بگوید اما نمی تواند دریافت خود را به شما بدهد.

آواز خوان می تواند از آهنگی که در سراسر فضا مترنم است ترانه ای برای شما بخواند اما نمی تواند گوشی بدهد که آن آهنگ را می گیرد یا صدایی که ان را باز می سازد و آن که در دانش اعداد استاد است می تواند برای شما از جهان وزن ها و اندازه ها سخن بگوید ولی نمی تواند شما را به آن جهان ببرد زیرا که بینش یک فرد بال های خود را به فرد دیگری نمی دهد. و همان گونه که یکایک شما در دانش خداوند تنها هستید یکایک شما در دانش خود از خداوند و دریافت خود از زمین تنها خواهید ماند.

(جبران خلیل جبران)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

کسب مقام معلم نمونه را به همکار گرانقدر سرکار خانم مریم وکیل اسدالهی تبریک عرض می کنیم و برای ایشان بهترین ها را آرزو داریم.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

دختری در چین زندگی می كرد که با جدیت درس نمی خواند . وی اصلا نمی دانست که آینده اش چیست و به دنبال چه هدفی می باشد . روزی از روزها ، قبل از امتحانات مدرسه ، دوست این دختر به وی خبر داد كه به سوالات امتحانی دست یافته است . در حقیقت ، دختر می توانست برای شركت در امتحان از همین ورقه استفاده كند . دختر کلیه پاسخ های ورقه را كه در دست داشت حفظ كرد . با توجه به ضعف درسی وی گمان بر این بود كه او در این امتحانات از نمره 100 فقط 30 نمره خواهد گرفت . اما او موفق شد در آزمون مدرسه نمره 98 بگیرد. این مساله باعث شد كه دانش آموزان دچار تردید شوند كه مبادا دختر در امتحان تقلب كرده است . با وجود این اتفاق معلم دختر را ستایش و تشویق و ابراز اطمینان کرد که وی از آن به بعد موفقیت های بیشتری به دست خواهد آورد . دختر نیز كه هیجان زده شده بود ، شروع به گریه كرد . او از سخنان معلم بی نهایت خوشحال شده بود و دریافته بود كه اگر خوب درس بخواند ، افتخارات بیشتری كسب خواهد کرد . از آن به بعد ، دختر برای آنکه ثابت کند تلقب نکرده است و برای اینكه معلمش را نا امید نکند ، با جدیت درس می خواند و از لذت درس خواندن را احساس می كرد . چند سال بعد ، او در یكی از دانشگاه های معروف پکن پذیرفته شد . در واقع بدون آن ورقه امتحان سرنوشت دختر این گونه تغییر نمی كرد و آینده خوبی در انتظار وی نبود . اما همان اتفاق فرصتی برای دختر فراهم آورد و مسیر زندگی وی را متحول كرد . بعد از سالها ، دختر به مدرسه باز گشت و برای معلم خود حقیقت را فاش كرد . معلم که دیگر سالمند شده بود ، گفت : عزیزم ، آن زمان می دانستم که تو تلقب کرده ای . زیرا توانایی های تو را می شناختم و می دانستم كه تو نمی توانی نمره 98 بگیری . اما فکر کردم که امکان دارد تو با استفاده از این فرصت بیشتر کوشش کنی . بدین سبب ، تو را تشویق کردم و نسبت به تو اطمینان داشتم . دختر با شنیدن این سخنان به گریه افتاد . وی می دانست که در لحظه کلیدی حیات وی ، معلم او را تشویق کرده و همین مساله راه زندگی وی را تغییر داده است. بله دوستان ، در واقع ، در حیات ما اتفاقات و فرصت های زیادی رخ داده و بوجود می آید . لذا نباید به این آسانی این فرصت ها را از دست داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته های آنها را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند اما بیشتر دانش آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:
اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و... در میان نوشته ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می خورد. معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟
دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم. معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم.
در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن.
پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.
آری عجایب واقعی همین نعمتهایی هستند که ما آنها را ساده و معمولی می انگاریم.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

«فاطمه، فاطمه است»

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .  معلم شهید ، دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

برای دیدن فیلم آموزش جزء صحیح به اینجا و آموزش تابع به اینجا مراجعه کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 11:15 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

نقل است شاه عباس صفوي، رجال كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از سرگين اسب استفاده كنند. ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند!

شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقليان ها با بهترين تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برايمان فرستاده است.»

همه از تنباكو و عطر آن تعريف كرده و گفتند: «براستي تنباكويي بهتر از اين نمي‌توان يافت.»

شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت: « تنباكويش چطور است؟»

رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام!»

شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت: «مرده شوي تان ببرد كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

ژاپني ها:

اگر يك نفر مي تواند كاري را انجام دهد، تو هم مي تواني آن را انجام دهي.

اگر هيچ كس نمي تواند كاري را انجام دهد، تو بايد آن را انجام دهي.

ايراني ها:

اگر كسي مي تواند كاري را انجام دهد، اجازه بده آن را انجام دهد.

اگر كسي نمي تواند كاري را انجام دهد، چرا ما وقتمان را براي آن تلف كنيم؟!

با تشکر از سایت راهکار مدیریت

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.
این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.
درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»
کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.» 
 
 گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)
چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟
آیا کارمندان خود را می‌شناسید؟ آیا تلاش می‌کنید استعدادهای آنان شکوفا شود؟ یا به خاطر ترس از پریدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هایی از سازمان وابسته می‌کنید؟ آیا بهتر نیست کارکنانتان توانمند و چالاک باشند در عین حال جَلد سازمان؟
آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد.

برای اطلاعات بیشتر به سایت راهکار مدیریت  مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

برای دریافت به اینجا مراجعه کنید.
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

اگر واقعا مي‌خواهيد بدانيد كه يك كشور در قرن 21 چگونه عمل خواهد كرد،‌ منابع و معدن‌هاي طلاي آن را به حساب نياوريد،‌ بلكه بايد معلم‌های تاثيرگذارش را، ‌والدين آگاه و دانش‌آموزان متعهدش را مد نظر قرار دهيد.
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:58 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

توماس فریدمن
مترجم: ملاله حبیبی
منبع: نیویورک تایمز

روزنامه دنیای اقتصاد ۲۷/۱/۹۱
گاه و بي‌گاه از من مي‌پرسند: «به جز كشور خودت ‌به كدام كشور ديگر علاقه داري؟» هميشه يك جواب داشته‌ام:
‌ تايوان و مردم مي‌پرسند «تايوان؟ چرا تايوان؟» جواب خيلي ساده است. چون تايوان صخره‌اي لم‌يزرع در دريايي پر از امواج توفاني و بدون منابع طبيعي براي زندگي كردن است. حتي براي ساخت و ساز بايد از چين شن و ريگ وارد كند و با وجود همه اينها چهارمين ذخاير كلان مالي دنيا را در اختيار دارد. زيرا به جاي كندن زمين و استخراج هر آنچه كه بالا مي‌آيد، ‌تايوان ذهن و افكار 23 ميليون تايواني را مي‌كاود‌، استعدادشان را، انرژي‌‌شان را و هوش و ذكاوت شان را. چه زن و چه مرد. هميشه به دوستانم در تايوان مي‌گويم:‌ شما خوشبخت‌ترين مردم دنيا هستيد، چطور اينقدر خوشبخت شده‌ايد؟ ‌نه نفت داريد،‌ نه سنگ‌آهن، نه جنگل، ‌نه الماس،‌ نه طلا، ‌فقط مقدار كمي ذخاير ذغال سنگ و گاز طبيعي ‌و به خاطر همين هم است كه فرهنگ تقويت مهارت‌هايتان را توسعه داده‌ايد؛ كاري كه امروزه ثابت شده با ارزش ترين و تنها منبع تجديدپذير واقعي در جهان است. حداقل اين برداشت شهودي من بود. اما ما در اينجا دلايلي نیز داريم كه اين موضوع را ثابت مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

حتي ساده‌ترين مردمان مي‌توانند به دستاوردهاي بسياري نايل شوند به شرطي كه مصمم باشند، تنبلي را كنار بگذارند و از خود كار بكشند.

روزهاي سخت را به عنوان روزهاي خطر ننگريد بلكه آنها را فرصتهاي نيكويي براي فراگيري به شمار آوريد.

در سختي و در شكست انسان مي‌تواند تولدي ديگر اما نيرومندتر پيدا كند.

شوق فروتنانه و صادقانه براي ارزيابي كنش‌هاي خويش، كانون شكوفايي انسان قرار دارد.

با تشکر از سایت راهکار مدیریت!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

چون كسي را شغل دهي، نيك بنگر و شغل به سزاوار مرد ده، تا زبان طاعنان بر تو گشاده نشود و خلل اندر شغل تو پديد نيايد، كه اگر وي را كاري فرمايي كه نداند، به هيچ حال نگويد كه ندانم، همي كند از بهر منافع خويش را، ولكن آن شغل با فساد باشد. پس كار به كاردان سپار تا از دردسر رسته باشي. عنصر المعالي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 7:57 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

جان ساندرلند، مدیر عامل سابق یکی از شرکت‌های محصولات غذایی در آمریکا، در مقابل استدلال مدیرانش مبنی بر اینکه می‌توان یا فروش را افزایش داد یا حاشیه سود را، و نه هر دو را، با یک تمثیل پاسخ می‌داد. او زمانی را به مدیر یادآوری می‌کرد که انسان‌ها در کلبه‌های گلی زندگی می‌کردند و در تلاش بودند که هم کلبه را گرم نگاه دارند و هم از نور خورشید در داخل کلبه بهره ببرند: یک سوراخ در دیوار کلبه باعث می‌شد بتوان از نور روز استفاده کرد اما سرما هم به درون کلبه راه می‌یافت؛ بستن سوراخ باعث می‌شد درون کلبه گرم شود اما کاملاً تاریک باشد. اختراع شیشه داشتن همزمان گرما و نور را امکان پذیر کرد. او سپس می‌پرسید: «شیشه کجاست؟»
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

این شعر به صورت عمودی وافقی یک جور خوانده می‌شود (ماتریس متقارن ادبی)

 

 
از چهره  افروخته     گل را    مشکن!
افروخته  رخ مرو   تو دگر    به چمن!
گل را   تو دگر   مکن خجل   اي مه من!
مشکن  به چمن   اي مه من   قدر سخن !


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 8:52 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

با اطلاع می رساند گروه ریاضی در نظر دارد مسابقه ای جهت انتخاب بهترین پروژه های آمار و مدلسازی برگزار کند. خواهشمند است دبیرام محترم درس آمار و مدلسازی  بهترین پروژه را حداکثر تا تاریخ ۱۵/۲/۹۱ انتخاب و به گروه های آموزشی ارسال نمایند. بدیهی است از دانش آموزان و معلمان راهنما تقدیر به عمل خواهد آمد.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

بـه نام خدای بهار آفرین  / بهار آفرین را هزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود . . .

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 7:51 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن
روزهایت رنگارنگ
سال نو مبارک . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

برای دریافت شیوه نامه به اینجا مراجعه نمایید.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

تام پیترز::تقریباً صد در صد نوآوری ها، نه از تحلیل وضعیت موجودُ بلکه توسط افرادی که به شدت از وضع موجود ناراضی بوده اند الهام گرفته شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 7:58 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

جوهر ریاضی در آزادی آن نهفته است این علم فارغ از تمام سیاست های جهان به توسعه خود ادامه می دهد و برخلاف سایر موارد توسعه با اقبال جهانی مواجه شده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

حدس گلدباخ در ریاضیات یکی از قدیمی‌ترین مسائل حل نشده نظریه اعداد است. این حدس می‌گوید:
هر عدد زوج بزرگ‌تر از ۲ را می‌توان به صورت حاصل‌جمع دو عدد اول نوشت.

مثال: ۲۰=۱۷+۳ یا ۱۰=۷+۳ و ۴=۲+۲ و ۱۲=۷+۵.

این مسئله در حدود ۲۶۰ سال پیش توسط یک پزشک آلمانی علاقه مند به اثبات قضیه‌های ریاضی مطرح شد. شهود این پزشک متوجه حقیقت جالبی شده بود و آن هم این بود که هر عدد زوج را می‌توان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت. (البته عدد یک را به این خاطر از مجموعه اعداد اول کنار گذاشتند که صورت مسئله‌های نظریه اعداد کوتاه تر شود. زیرا اگر این کار را نمی‌کردند بایستی در اکثر صورت مسئله‌های مربوط به اعداد اول می‌نوشتند: «به غیر از یک») اکنون به دلیل همین موضوع عدد ۲ از حدس گلدباخ خارج شده‌است. گلدباخ هم عصر با اویلر بود. پس از تلاش فراوان و نا امید شدن از اثبات این حدس، گلدباخ از اویلر خواست تا مسئله را برایش حل کند. اویلر یکی از برجسته ترین شخصیت‌های ریاضی آن زمان بود. نه اویلر و نه هیچیک از شاگردانش نتوانستند این مسئله را حل کنند. تا اینکه حدود ۶ سال پیش یک موسسه انتشاراتی در انگلستان به نام «تونی سیبر» برای کسی که بتواند این مسئله را حل کند مبلغ یک میلیون دلار جایزه تعیین کرد. این مسئله در عین سادگی صورت آن، هنوز حل نشده تا بتواند به عنوان قضیه مطرح شود.

این حدس توسط کامپیوترهای پیشرفته برای اعداد زوج بسیار بسیار بزرگی تست شده و جالب اینست که تا کنون هیچ مثال نقضی برای آن یافت نشده‌است.

گاهی اوقات فاصله شهود انسان تا لحظه اثبات یک مسئله آنقدر زیاد می‌شود که نسلها می‌آیند و می‌روند ولی همچنان حقیقت درباره مسئله‌ای مانند حدس گلد باخ نامشخص می‌ماند.

شاید حل نشدن این مسئله به این خاطر باشد که با اعداد اول سر و کار دارد. زیرا خود مجموعه اعداد اول نیز ساختار جبری معینی ندارد.

در سال ۱۷۴۲ گلدباخ طی نامه‌ای به اویلر می‌نویسد: ” به نظر می‌رسد که هر دو عدد زوج بزرگ‌تر از ۲ را بتوان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت.” این ادعای گلدباخ به حدس گلدباخ شهرت یافت و در این دو نیم قرن اخیر پایه و موضوع تحقیقات گسترده‌ای شده‌است.هاردی ریاضیدان برجسته انگلیسی تصریح می‌کند که حدس گلدباخ یکی از دشوارترین مسائل حل نشده ریاضیات است.

حدس گلدباخ: هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از ۲ را می‌توان به صورت مجموع دو عدد اول نوشت.

محاسبات عددی درستی این حدس را نشان می‌دهند که به طرق متعددی می‌توان اعداد زوج را به صورت مجموع دو عدد اول نوشت. در سال ۱۹۷۳ چن نشان داد که اعداد زوج به اندازه کافی بزرگ را می‌توان به صورت p+m نوشت که در آن p عددی اول و m عددی اول یا حاصل ضرب دو عدد اول است. گلدباخ حدس ضعیفتری زد که هر عدد فرد بزرگ‌تر از ۷ را می‌توان به صورت مجموع سه عدد اول نوشت.هر چند که این مساله هنوز باز است اما وینوگراف در سال ۱۹۳۷ نشان داد که برای همه اعداد فرد مثبت به اندازه کافی بزرگ این قضیه درست است ولی اندازه کافی را تعریف نکرد. شاگرد آن برودزین اثبات کرد که عدد ۳۱۴۳۴۸۹۰۷ به اندازه کافی بزرگ است (این عدد ۶۸۴۶۱۶۹ رقم دارد!). در سال ۲۰۰۲ دو ریاضی دان این عدد را به حدود   کاهش دادند. یعنی اگر برای اعداد کوچکتر از آن درستی قضیه چک شود، اثبات کامل می‌شود ولی این کار از عهده کامپیوترهای فعلی برنمی آید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

بادبادك و باد مخالف::چرچيل::از مخالفت نهراسيد، چون فقط بادبادكي مي تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

نرم افزار KALKULES یک نرم افزار رایگان و کم حجم می باشد که کاربرد آن برای دانش آموزان و مهندسین است. این برنامه یک ماشین حساب پیشرفته می باشد که می تواند محاسبات شما را آسان و سریعتر حل کند . قابلیت هایی همچون پشتیبانی از تاریخچه ، محاسبه با اعداد حقیقی یا اعداد پیمانه ، وارد کردن تعداد نامحدود پرانتز ، طیف گسترده ای از توابع ریاضی و … از سایر ویژگی های این برنامه می باشند.

برای دریافت به اینجا مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  | 

نرم افزار سيندرلا, نرم افزاري پيشرفته محسوب مي شود كه به كمك آن مي‌توان مباحث هندسه را به صورت پويا شبيه‌سازي كرد و مباحث هندسي را تحليل كرد. هم‌چنين مي‌توان تمرين‌هايي براي دانش‌آموزان تهيه كرد و با توجه به آن تدريس كرد. نرم افزار علاوه بر ترسيمات هندسي معمول امکان شبيه سازي مسائل هندسه‌ي نااقليدسي را نيز دارد. مي‌توان انتقال و تبديلات هندسي را انجام داد و حتي فراكتال‌ها را شبيه سازي كرد و ساخت. به كمك اين نرم افزار مي‌توان مباحث فيزيك را نيز، به عنوان مثال مي‌توان پرتابه‌ها، حركت دوراني و حركت نوساني فنر را شبيه سازي كرد. نرم افزار مبتني بر جاوا بوده و خروجي اپلت هم دارد.کاربران محترم و فعالي که از اين نرم افزار استفاده کرده ايد و به آن تسلط پيدا کرده ايد و تمايل به همکاري با واحد آموزش براي ترجمه اين نرم افزار داريد اين صفحه را ببينيد: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=64490

برای دریافت رایگان نرم افزار به اینجا مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط عصارزادگان - مردانی  |